ديشب يک عالمه مهمون داشتيم.

ديشب يک عالمه مهمون داشتيم. سبزی پلو ماهی عقب مونده عيد. اونقده ماهی دودی و ميرزا قاسمی خوردم که داشتم می ترکيدم. بعدش از ساعت 2:30 شب تو آشپزخونه بودم و جمع و جور می کردم و بعد هم ظرف می شستم تا ساعت 4:30 صبح. اين ظرف شستن من جريان داره. اولا يه پيش بند مخصوص دارم که سفارش دادم “ورساچی” برام طراحی کنه و بدوزه. يه پيش بند بلنده که عين گونی می مونه! (آخه من عادت دارم موقع ظرف شستن همه آشپزخونه رو آبياری می کنم!) حالا ديشب اين پيش بند من پاره شده بود. ديدم ظرفها خيلی زياده و اگه بخوام بدو ن پيش بند ظرف بشورم بعد از 5 دقيقه موش آب کشيده می شم. خلاصه ديدم تنها راهش اينه که از 2 تا کيسه زباله به عنوان پيش بند استفاده کنم. من عادت دارم موقع ظرف شستن نوار گوش می دم. ديشب هم هوس خيلی چيزا کرده بودم. خلاصه تصور کنيد منو ساعت 3:30 شب با 2 تا کيسه زباله که دور خودم بستم، مشغول ظرف شستن و راک اند رول رقصيدن با “خيال نکن” عصار و Blue Suede Shoes الويس پريسلی! و هد بنگ زدن با Reload متاليکا و در عالم خيال و هپروت رفتن با “خواب در بيداری” فرهاد. خلاصه اصلا نفهميدم چه جوری اينهمه ظرف رو شستم! بهتون پيشنهاد می کنم اگه شمام مجبورين مثل من هميشه ظرفای خونه رو بشورين موقع ظرف شستن نوار گوش بدين. فقط مواظب باشين کسی موقع راک ان رول رقصيدن در حالی که يه کفگير تو دست چپتونه و يه اسکاچ تو دست راستتون نبينتتون! وگرنه مثل بابای من مطمئن می شه که ديگه پاک از دست رفتين!

این نوشته در Uncategorized ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.