شايد بدونم، شايد هم درست

شايد بدونم، شايد هم درست ندونم که چرا پينک فلويديش ديگه نمی خواد بنويسه. من از يه سری حرفا در مورد پينک فلويديش واقعا آزرده خاطر شدم. شايد هم اين به خاطر اينه که بيشتر از هر کسی تو اين دنيا می شناسمش. اون بخشی از خودش رو با نوشته هاش نشون داده. اما کل شخصيتش بر مبنای همون بخش رفته زير سوال. اين خيلی منو آزار ميده. اينجا همه دم از آزادی می زنن. اما کسی رو که آزادانه افکارش رو بيان می کنه و افکارش مخالف اونهاست به شدت می خوان زير پا لهش کنن. من بعيد می دونم که تنها دليل ننوشتن پينک فلويديش فقط همون نوشته های يکی از وبلاگر های عزيز بوده. من فکر کنم اصلا پينک فلويديش يه جورايی شوکه شده. که اين موج چيه راه افتاده. فکر کنم دلش بخواد بگه بابا بيخيال? What’s all this fuss about فکر می کنم الان داره پيش خودش می گه اصلا من ديگه چرا بنويسم تو محيطی که بدترين توهين ها بهم شده. مگه مريضم خودمو آزار بدم؟
يادمه اينجور فکرا تو کله من هم اومد وقتی که در مورد “جوات ها” يه مطلبی نوشتم. اولين کسی که جوابمو داد سيب زمينی عزيز بود. با من مخالف بود. اما نقدش و مخالفتش توهين آميز نبود و در نتيجه نظرش قابل احترام(با وجود اينکه شديدترين مخالفت رو هم با نظر من کرد.) جواب همو داديم و تو سر و کله هم کوبيديم. هنوزم وبلاگشو می خونم و دوست دارم. اما بعدش من يه دفعه شوکه شدم. سيلی از اظهار نظرها راه افتاد چه تو وبلاگها چه تو ايميلها. بعد يه جوری شد که من تو موضعی قرار گرفتم که مجبور شدم خودم رو توضيح بدم و از چيزی که گفتم دفاع کنم. بعد به قول يه نفر يه جريان شد. بعضيها اصلا کاری به کار اين موضوع نداشتن چون اصولا کاری به کار بقيه وبلاگها ندارن و کار خودشون رو می کنن. بعضيها کاری به کار اين موضوع نداشتن اما به بقيه فخر می فروختن يه جورايی که ببينين ما چه با حاليم با اين بحثهای بند تنبونی کاری نداريم. بعضيها همينطوری کاری نداشتن. بعضيها ريدن به سرم و بعضيها طرفداريم رو کردن. من هم کل ماجرا رو با خستگی و تعجب مشاهده می کردم. که چرا يه دفعه اينجوری شد. حالا احساس می کنم در مورد موضوع “همجنس بازی “هم برای پينک فلويديش همين حالت منتها در مقياس بزرگتر پيش اومد. يک نفر می گه که اين يه جريان احمقانه است که پينک فلويديش راه انداخت. اما من واقعا نمی دونم که چه جوری به اين نتيجه رسيده. وقتی آدم بر اساس تجربيات، علاقه ها، و آگاهيهای شخصيش يه حرفی می زنه و يه نظری می ده و اينهمه آدم يه دفعه بحث رو داغ می کنن، آيا می شه گفت که اون نفر اول اين بحث رو راه انداخته؟ و اصلا ملاک احمقانه بودن در وبلاگ چيه؟ اصلا شما می فهمين فرق وبلاگ با بقيه رسانه ها چيه؟ منکه فکر می کنم کل سو تفا همات پيش اومده به خاطر اينه که دوستان وبلاگ رو با جای ديگه اشتباهی گرفتن. من در اين مورد چندين بار ديگه هم حرف زدم. به احتمال زياد ايندفعه آخرين باری خواهد بود که حرف بزنم. وبلاگ نه روزنامه است، نه يک گردهمايی روشنفکری، نه محلی برای تغيير دادن چيزی، اصلا بابا وبلاگ يه جاييه برای هر چه می خواهد دل تنگت بگو. دم همه کسايی که کلی چيز مفيد به ما ياد ميدن گرم. اما اگه کسی اينکارو نمی کنه نمی شه بهش خرده گرفت. تورو خدا جون مادرتون بريد يه خورده وبلاگ خارجی بخونين. نمی دونم اونارو بخونيد می خواين چيکار کنين؟ ما اينجا نمی نويسيم که بگيم وای چقدر باحاليم.اينجا حداقل منکه بيشتر دلم می خواد از روزمره گيهام بنويسم. انتظار ندارم با نوشته هام مثل يه متن تحقيقاتی يا علمی رفتار شه. فقط دوست دارم به سوالهام جواب داده بشه. و چون نوشته هام در حد يه وبلاگه انتظار ندارم که به خاطرشون توهين بشنوم.
من نهايت سعيم رو می کنم که پينک فلويديش بازهم بنويسه. چون هر کسی که می تونه بنويسه بايد بنويسه. نه فقط پينک فلويديش که دوست عزيز منه. آره بخشی از علت اينکه دلم می خواد بنويسه اينه که دوستمه. اما بخش ديگه اش اينه که چرا ننويسه. اينکه اينهمه حرف برای گفتن داره، اينهمه نظرات خاص خودشو داره، چرا ننويسه؟
آخرش دلم می خواد يه خورده مامان بزرگ شم. خوب اين يه دفعه مامان بزرگی رو از من قبول کنيد و حرفامو گوش بديد. (بالاخره هرچقدر هم وبلاگم مزخرف باشه از نظرتون باز ازخيلياتون زودتر وبلاگ داشتم و شايد تجربه ام تو اين مورد يه کوچولو ازتون بيشتر باشه.) بياين برای مدت يک ماه بهم گير نديم. اگه چيز خوبی از هم ديديم در صورت علاقه نقل کنيم و اگه انتقادی داشتيم به دور از حرص و کينه و بغض باشه. بياين فقط يک ماه از دست هم حرص نخوريم و اينجوری فکر کنيم که تو وبلاگستان هيج کس نمی تونه جای اون يکی رو تنگ کنه. بياين اگه خواستيم انتقاد کنيم مطلب مورد نظر رو محترمانه و مودبانه به نقد بکشيم نه اينکه نويسنده مطلب و شخصيتشو به گند بکشيم. ببينيد تغييری پيدا می شه تو اوضاع يا نه. شايد وبلاگ نوشتن لذت بخش تر شد. شايد مزه اش زير زبونمون موند و هميشگی شد. من که الان دارم اين حرفارو می زنم، برای اين دم از تجربه ام می زنم که دقيقا خودم همون اولها که وبلاگ داشتم يه بار سر يه مطلب هيس باهاش دعوام شد و هر چی از دهنم دروامد تو وبلاگم بهش گفتم. ولی بعدش اصلا احساس خوبی نداشتم. کلی هم از کارم خجالت کشيدم. بعدش که يه بار برای هيس ايميل زدم و اونم با وجود دلخوريها جوابمو داد ديدم چقدر دوستی و احترام کيف داره. برای همينه که دارم اينارو می گم.
من الان کلی چيز تو ذهنمه که دلم می خواد راحت و آسوده اينجا بنويسمشون، اما ا ين بحثهای بين وبلاگی اونقدر ذهنمو مشغول کرد که از وبلاگ نويسی معمول خودم دور افتادم. بياين يه بارم که شده ايرونی بازی رو بذاريم کنار و فقط برای يک ماه به کار هم کار نداشته باشيم (منظورم همون گير دادنه). من خودم اولين نفر خواهم بود. الان دوست عزيزی تو وبلاگش هر چی از دهنش در اومده گفته که هدف مستقيمش پينک فلويديش بوده با يه نيم نگاهی به من، ندا، و خانوم گل. من می تونم خيلی بدتر از اون جوابش رو بدم. ماشالا معلمها هم که معمولا قدرت کلامی بالايی دارن به خاطر ماهيت کارشون. می تونم با دقيقا همون جمله هايی که خودش به کار برده بکوبمش. می تونم توهين هاش رو با توهين های بدتر جواب بدم.می تونم 6 صفحه جوابيه بهش بدم. از نظر من حرفهای غير منطقی زده و حرفاش هيچ پايه و اساسی نداره. اما اگه بخوام جوابش رو بدم جوابم از جنس خودش خواهد بود چون عصبانيم. پس آروم می شينم و صبر می کنم وقتی منطقی تر شدم جوابش رو تو يه ايميل بهش می دم. شمام سعی کنيد آروم بشينيد. به خدا خيلی زشته به هم وبلاگيتون بد و بيرا بگيد. خيلی زشته.
بابا بهاره نمی دونيد ديروز اين مسير ديزين تا تهرون چقدر خوشگل شده بود. ديروز نيم ساعت تو ديزين با چند تا از دوستام تو مه گير کرده بوديم. نمی دونيد چه حالی داشت وقتی تو سفيدی مطلق گير کرده بوديم و ده متريمونم نمی تونستيم ببينيم. نمی دونين بعد که از اونجا تونستيم بالاخره بريم تو راه چه صحنه هايی ديديم. چه رنگهايی. بارون واقعا حال داده بود. بهشت بود بهشت. برين بزنين تو طبيعت حال کنين. با بقيه وبلاگر ها هم دوست باشين. نمی دونين چه کيفی داره وقتی آدم تو اين وبلاگها دوست پيدا می کنه. من که 6، 7 تا دوست وبلاگر خوب دارم. بهترين آدمهايی که تو زندگيم ديدم. دلم می خواد با همه وبلاگرا اينطوری دوست باشم. شمام امتحان کنين. ضرر نمی کنيد.

این نوشته در Uncategorized ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.