امروز رفته بودم خانه هنرمندان.

امروز رفته بودم خانه هنرمندان. جشنواره فيلم کوتاه باران بود. يه جورايی به زنا مربوط می شد. يعنی فيلمسازان زن يا فيلمهای کوتاه در مورد زن. حاتمی کيا سخنرانی داشت در مورد زن در سينمای ايران. حرفای جالبی زد. مخصوصا از اين نگاهش خوشم اومد که می گفت سينما هر چقدر هم شخصی باشه باز يه جوری آيينه اون چيزيه که تو جامعه می گذره. برای همين می گفت من نمی تونم دروغ بگم و زن رو بيشتر از اون چيزی که تو واقعيت جامعه ما حضور داره توی فيلمهام بذارم. البته منظورش بحث کميت بود. و گرنه به قول خودش به اين قائل بود که زن خيلی تاثير گذاره و حتی اگه توی فيلمی حضور فيزيکی نداشته باشه باز هم بايد اون کيفيت حضورش تو زندگی مردا حس بشه. خاتمی کيا زن رو زن ميدونه و از اون بالاتر يه آدم. نه يه موجودی که يا بايد ازش سوپر من ساخت يا انداختش يه گوشه و با دادن يه اتو به دستش بهش هويت داد.
درواقع قرار بود سينما گران جوان ازش سوال کنن ولی بعضی از سوالها اونقدر چرت بود که خدا می دونه. يارو مثلا از کار حاتمی کيا تعريف می کرد و منتظر جواب بود. حاتمی کيا هم مونده بود که آخه به چی بايد جواب بده. يک عالمه سوال تو کلم بود که ازش بپرسم از جمله اين سوال تکراری که اصلا چرا بر می داريم سينمای زن را جدا می کنيم و بحثی به نام سينماگران زن رو پيش می کشيم. آيا تا به حال مثلا جشنواره سينمای مردونه داشتيم؟ چرا اگه زن يه کاری بکنه خيلی خاصه و می گن نگاه کن فلانی رو! زنه ها! ولی هيچ سوالی نپرسيدم چون همش يک ساعت وقت بود و دلم نمی خواست من که نه سر پيازم نه ته پياز از وقت بچه های سينماگر کم کنم.
راستی يه حرفی زد حاتمی کيا که خيلی به مذاق بعضيها خوش نيومد اونم اين بود که می گفت در چند سال اخير خيلی راه برای خانومها بازتر شده . حتی در بعضی از زمينه ها فرصتهای بهتری برای خانومها به وجود مياد. من هم دقيقا همين احساس رو دارم. شايد من برخورد چندانی نداشتم ولی چه تو کارم و چه تو رشته ام به هيچ عنوان با مشکلی به نام جنسيت و مونث بودن بر نخوردم. حاتمی کيا می گفت اکثر خانومها تنبل هستن. خودشون اونطور که بايد و شايد کار و مطالعه نمی کنن. خيلی عدم پيشرفتشون تقصير اينکه يه زن هستن نيست. می گفت اکثر زنها بعد از ازدواج خودشون رو ول می کنن و خلاقيتهای گذشتشون رو فراموش می کنن. و می گفت به شدت به اين موضوع اعتقاد داره که جامعه ما يه جامعه زن سالاره.
من هم تا يه حدودی با حرفش موافقم. اصولا به نظر من بخش اعظمی از بلاهايی که سر زنها مياد تقصير خودشون هم هست چون اجازه ظلم ديدن رو به هر نحوی دادن و خودشون رو وا دادن.

این نوشته در Uncategorized ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.